قصهگویی شفاهی، نقل روایتهای محلی، حکایتها، خاطرههای طنزآمیز و البته پیشینۀ تاریخی قابلتوجه جهرم، پیش از شکلگیری داستاننویسی مدرن، نقش اصلی را در انتقال تجربهها و ذهنیت مردم داشت. به همین دلیل، اگرچه داستاننویسی به شیوۀ مدرن در جهرم دیرتر از سنتهای شفاهی شکل گرفت، اما بستر روایتپردازی از پیش در فرهنگ شهر وجود داشت و قصهگویان بسیار خوبی نیز در محلات مختلف جهرم همیشه برای سرگرمی تعدادی زیادی خاطره و قصه در آستین خود داشتند.
تاریخچۀ داستانگزاری در جهرم نیز مثل تمام ایران، نخست به صورت شعر و منظوم بود و منظومههایی چون: «پیر و جوان» سرودۀ خواجه نصیرالدین جهرمی، مثنوی «محمود و ایاز» از قوامالدین عبدالله کامل جهرمی در دورۀ صفوی و مثنوی مصوّر «تاریخ از عهد آدم إلی یومنا هذا» از سیدعلی فیاض جهرمی و مثنوی «مختارنامه» از شیخ مرتضی طائر جهرمی در دورۀ قاجار، از منظومههای مهم روایی جهرم در گذشته است که از برخی ازآنها متأسفانه اثری از آنها باقی نمانده است. این سنت حتی در سالهای اول قرن چهاردهم نیز ادامه داشت و به عنوان مثال، مرحوم فرجالله ایزدی، سفرنامۀ جهرم به مشهد خود را به صورت منظوم سرود یا حتی در سال 1397 شاعری به نام احمدعلی اقبال جهرمی، دو منظومه با نامهای «در بارگاه شکوهمند فردوسی» و «منظومه کورش بزرگ» را با الهام از تاریخ هخامنشیان به نظم کشید.
شاید نخستین روایتهای خاطرهداستانی منثور جهرم به وسیلۀ فرهنگوران جهرمی به صورت خاطرات، یادداشتهای روزانه و سفرنامه در قرن سیزدهم نوشته شدند که از جملۀ آنها به «سفرنامۀ حج» مرحوم حاج ملا عبداالله اشراق(1290) و «سفرنامۀ اصفهان به جهرم» مرحوم حجتالاسلام آقای حاجی نائینی(1324ق) میتوان اشاره کرد.
شخصیتهای جهرمی در داستانهای فارسی
نام جهرم در متون کهن جدا از عنوان شهر و مکان داستان، به عنوان نام اشخاص مثلاً شاهی به نام «جهرم» یا «افعی جهرمی» نیز دیده میشود.
بعدها احتمالاً به علت شهرت جهرم در برخی وقایع سیاسی و اجتماعی، متون کهن، پراکنده شدن تحصیلکردگان و صاحبان مناصب جهرم در سراسر ایران، اشتهار سیاسی این شهر در حوادث انقلاب 1357، تبعید مخالفان سیاسی به جهرم و… باعث بازشدن پای جهرم به فضاهای داستانی معاصر شد. به عنوان نمونه در دورۀ پهلوی اول، عبدالله مستوفی، که از قاضیان فارس بود، داستانی با عنوان «چهل محاکمه» نوشت که قصۀ آن دربارۀ وقوع قتلی در جهرم در دورۀ پهلوی اول است.
بعدتر در اواخر دهۀ پنجاه، طنزنویسان مشهوری چون ابوالقاسم حالت نیز در داستانهای طنزآمیز خود به شخصیتهای تیپکال و کاریکاتوری اهل جهرم مثلاً با نامهایی چون «کل محمود جهرمی» توجه کردند.
در اواخر دهۀ شصت، نویسندگان بزرگی چون احمد محمود با توجه به تبعیدگاه بودن جهرم، آن را تبدیل به مکان داستانهای خود کردند. در داستان «یک شهر» نوشته احمد محمود یکی از شخصیتهای فرعی «رانندۀ جهرمی»(1387: 22 230، 231، 290) است.
محمودگلابدرهای در سال 1365، مستند داستانی «لحظهها» را نوشت و از آن از وقوع حوادث انقلاب در جهرم(صص 136، 261) سخن گفت.
در همین دهه، داستان بلند «دارپنگ»(1369) دربارۀ اوضاع اجتماعی سیاسی جهرم در دهۀ بیست تا چهل نوشته شد:
«از قول من به رئیس نظمیه بگو اینجا جهرمه، مردمش زحمتکش و مهربون و قانع هستند، ولی وای به روزی که این مردم عصبانی بشن و بخوان حقشون و بگیرن، دیگه شمرم جلودارشون نیست، هرکدومشون جلوی یه قشون و میگیرن. بچههاشونو که میبینی درسته پابرهنه و… لختن، اما هر یکیشون اگه بخوان دمار از روزگارتون درمیارن. پس حواستون و جمع کنین اون دوتا بچه رو بفرستین بیرون برن خونههاشون.»
در رمان «در پشت آن مه»(1363) نوشتۀ اصغر عبداللهی نیز شخصیتی به نام «عباس جهرمی»(1363: صص 66، 67، 68) است.
در رمان «آوای دل» از نسرین بلبلوند(1383) نیز، شخصیت زنی به نام «خانم جهرمی»(1383: صص6، 7، 12) وجود دارد.
در رمان «ساعت 4 آن روز»(1395) نوشته مهین محتاج یکی از شخصیتهای داستان، «نگهبانی جهرمی»(1395: صص 116، 123، 124) است.
داستاننویسی مدرن در جهرم
داستاننویسی به شیوۀ مدرن در جهرم نیز مانند بسیاری از شهرهای ایران، از مسیر انجمنهای ادبی و محافل فرهنگی، نشریات محلی و روزنامهنگاری، آموزش دانشگاهی و کارگاههای نویسندگی و تأثیر ادبیات فارسی معاصر و جریانهای داستاننویسی ملی رشد کرد.
نخستین داستانهای نویسندگان جهرمی هرچند خام بودند، اما محور آن هنوز موضوع گذشتۀ پرشکوه و حماسی جهرم در قبل از اسلام بود. پیشکسوت این راه، زندهیاد حسین حقایق جهرمی بود که هرچند بهعنوان شاعر، روزنامهنگار و پدر طنز فارس شناخته میشود، نخست تاریخ حماسی جهرم را با استفاده از روایات شاهنامه در «کتاب جهرم» به نظم کشید. وی سپس چهار مجموعه و رمان تاریخی داستانی دربارۀ جهرم با عنوان: «ماجراجویان»، «مکافات»، «باربد که بود» و «قاتل کجاست؟» در سال 1378 منتشر کرد. پس از وی، شادروان معظم (اعظم) اقبالی نیز که ساکن تهران بود، رمانی با عنوان «سیامک» در سال 1383 منتشر کرد.
در کنا ایشان، نشستهای مختلف آموزش داستان و قصهنویسی در جهرم در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و البته جلساتی از اواخر دهۀ هفتاد و هشتاد با حضور چهرههای فرهنگی شهر چون حجتالاسلام دکتر دستداده برگزار میشد، اما جدیترین آن، کارگاههای داستاننویسی ادارۀ فرهنگ و ارشاد اسلامی جهرم در اوایل دهۀ هشتاد، با حضور چهرههایی چون احسان شاهطاهری بود که راه را برای پرورش استعدادهای نسل جوان باز کرد. از دل این کارگاه، جشنوارۀ داستان کوتاه نارنج جهرم در سال 1389 زاده شد که به صورت دوسالانه هماکنون ده سال از برگزاری آن میگذرد. مجموعه داستانهای برگزیدۀ دو دورۀ جشنوارۀ داستان نارنج جهرم نیز به همت سناءالدین فرهنگ جهرمی در انتشارات سوره منتشر شده است.
جوایز ادبی داستانی چون چراغ مطالعه در دهۀ 90 در جهرم نیز هرچند عمر کوتاهی داشتند، اما راه را برای داستاننویسان بسیاری روشن کردند. بنیانگذار این جایزه از داستاننویسان نسل جدید جهرمی، ابوذر قاسمیان، نویسندۀ مجموعه داستان «لبخوانی» بود که به عنوان برگزیده و داور جشنوارههای مختلف داستانی نیز شهرت دارد. نویسندهای که با بهرهگیری از فنون جدید، در تلاش است تا با داستان، تجربههای انسانی را در فضایی فراتر از واقعیت عینی، بازنمایی کند.
از بین بانوان نویسنده جهرمی نیز به سوسن تقوایی و افروز جهاندیده باید یاد کرد که با استفاده از تکنیکهای مدرن، نام خود را در فضای داستان ایران ثبت میکردهاند. برخی از داستانهای تقوایی از دهۀ هفتاد و هشتاد، در نشریات مختلف ادبی و همچنین نشریات و ویژهنامههای جشنوارههای مختلف داستان ایران منتشر شدند. افروز جهاندیده نیز علاوه بر انتشار داستان در نشریات، چند مجموعه داستانی مستقل از اواخر دهۀ 90 تا 1404 با عناوینی چون: «من هم یک زنم»، «دوزخ تنهایی»، «گنا» و … نوشت.
در کنار این داستاننویسان البته نقش انجمن داستان شهرزاد جهرم را در پیشبرد ادبیات داستان جهرم نمیتوان نادیده گرفت. انجمنی که بیش از یک دهه در کنار برگزاری جلسات داستانخوانی و نقد، نقش مهمی در برگزاری جلسات نقد داستان و حضور داستاننویسان جوان و مطرح در جهرم به ویژه در دهۀ 90 چون: احسان عبدیپور، محمد طلوعی، فؤاد سیاهکالی، حسین لعل بذری، نسیبه فضلاللهی، عبدالرفیع رفیعی و حتی نویسندگان پیشکسوت چون هوشنگ مرادی کرمانی ایفا کرد.
داستانِ داستاننویسان معاصر جهرمی البته به همین کوتاهی هم نیست و داستانهای بسیاری نیز از نویسندگان جهرمی چه به صورت مستقل یا در نشریات و ویژهنامههای جشنوارهها منتشر شده است؛ داستاننویسانی مثل: علی اطهری نویسندۀ مجموعه داستانهایی چون: «قیچی» و «قدرت با لبخند ژوکوند»، زینب قاسمیان، احسان عبدلی، فرناز زارعیان، علی پاینده جهرمی نویسندۀ 12 کتاب چون: «شهر فرشتگان»، «آخرین خونآشام»، «مترسک»، «سرزمینی در پشت آینهها»، «افسانه هفت رئیس»، «بازی قدرت»، «به خاطر یک بازی کودکانه»، «تنهایم مگذار» و… ، اسفندیار کاویان با داستانهای طنز در نشریات و نیز کتابهایی چون: «سیری در گذشته و دورنمائی از آینده» و «آنجا که آدمیزاد نیست»، طیبه غزلی با کتابهایی چون: «عشق و حقیقت» و «دختران بیدار»، ملیحه صحرائیان با رمان «رهایی از عشق»، سمیه بشارتی جهرمی با کتاب «عشق لیلی»، محمدجواد پاکطینت نویسندۀ رمان محلی «عروسی آمندلی در جهرم»، رزا رازقی جهرمی نویسندۀ مجموعه داستان «ستارهای در آسمان»، مهران فانی، جلیل شجاعزاده با کتابهایی چون: «بهترین هدیه من به معلم» و «از بستنی فروشی تا نویسندگی»، محمدهادی زارعی نویسندۀ کتاب «گیسویی در باد»، راضیه ذوالقدریجهرمی نویسندۀ دو کتاب به نامهای «ترانه» و «عشق تسخیری»، فاطمه سادات سیدالحسینی با کتاب «وقتی محبت تاریک میشود»، مرحوم محمد رازانی با داستان «ناقوس» و… داستان نوشتهاند.
در حوزۀ ادبیات کودک دو نویسندۀ نوجوان به نامهای: پریا باقریان قطبآبادی با کتاب «قصههای پریا» و محمدمهدی غفاریپور جهرمی که داستانهای کودکانهای به نامهای «مرد هیزمشکن»، «جشن تولد سنجاب»، «ماهیان نادان و ماهیان دانا» و «ماهیگیر خوششانس» نوشتهاند. بزرگسالانی چون افروز جهاندیده نیز یک داستان کودکانه با عنوان «درختی که ریزش مو داشت»، نوشتهاند.
در سالهای اخیر همچنین باید از مترجمان جهرمی نیز یاد کرد که داستانهای خارجی را از نویسندگان مشهور غربی چون: ویکتور هوگو، ریچارد براتیگان، پیتر هرولد و… به فارسی ترجمه کردهاند؛ مانند: تابنده شاهنده، اسفندیار کاویان، سارا خلیلی جهرمی، مسعود طوفان، جلال طوفان، عرفانۀ محبی جهرمی، محمد صداقت جهرمی، فریده کامرانپور جهرمی و… .
نویسندگان داستانی انقلاب و دفاع مقدس در جهرم
پرکارترین نویسندۀ داستانی جهرمی از دهۀ 90 نیز حجتالاسلام محمدرضا حدادپور جهرمی است که مستندهای داستانی با موضوع امنیتی مینویسد که بسیار پرفروش بودهاند، رمانهایی چون: «کف خیابون»، «حجرۀ پریا»، «همۀ نوکرها»، «تب مژگان»، «حیفا»، «دفترچۀ نیمسوخته»، «پسر نوح» و… .
به غیر این، باید از نویسندگان خاطرات داستانی دفاع مقدس در جهرم یاد کرد که مشهورترین آنها: عبدالمجید رحمانیان با خاطره داستانهایی چون: «مادر وسرفههایش»، «رد پای خلیل»(زندگینامۀ خلیل مطهرنیا)، «ابراهیم یک ایل بود»(زندگینامۀ ابراهیم ایل) و…، مهدی فصاحت با خاطره داستانهای «بطل زیتان»، «پرواز تا پرواز»، «فیلمبردار بهشت» و…، مسعود ذبایحی صاحب بیش از 20 عنوان زندگینامۀ داستان دربارۀ رزمندگان دفاع مقدس در جهرم چون: خاطرات بچههای مینی کاتیوشا و غرش خمپارهها(خاطرات رزمندگان واحد ادوات لشکر ۳۳ المهدی(عج)، بیادعا(خاطرات دوران دفاع مقدس محمدجواد ناطقی)، ۵۰۰۷(زندگی و خاطرات آزاده محسن صنعتنیا)، به عشق امام(تاریخ شفاهی رزمنده جانباز اسدالله فردوسی)، توپچی (خاطرات رزمندگان لشکر ۳۳ المهدی (عج) و تاریخچه گردان ضد زره روحالله)، خادم(تاریخ شفاهی رزمنده جانباز محمدناصر(مسعود) غفاری)، راه بندگی (تاریخ شفاهی رزمنده جانباز سردار احمد ربیعی)، شبی در زینو(تاریخ شفاهی رزمنده جانباز اسماعیل توکلیان) و… را تألیف کرده است. همچنین مسعود فرشیدنیا نویسندۀ کتابهایی چون: «گردان ابوذر1، 2، 3»، «پاتک در ظهر» و صدیقۀ صادقی با کتاب «به رنگ آسمان؛ خاطرات شهدای شهرستان جهرم» نیز آثار داستانی در حوزۀ دفاع مقدس آفریدهاند.
از نویسندگان زندگینامههای داستانی رزمندگان در بخش کردیان شهرستان جهرم نیز باید از جلیل شجاعزاده با کتابهایی چون: «پرواز پرستوی عاشق»، «دوازده خورشید»، «یک قدم تا بهشت»، «سهراهنما» و «بنده آزاده» و… یاد کرد.
زندگینامۀ برخی خیرین شهر جهرم نیز به صورت خاطره منتشر شده است، از جمله علی اطهری با یادگارنامۀ دکتر حمید برنا با نام «آموزگار خیر و خرد» و زینالعابدین خالقی، زندگینامۀ دکتر عبدالرحیم شیرازی با نام «پزشک انساندوست» را نوشتند.
همچنین تابنده شاهنده، مترجم و نویسنده، زندگینامۀ پدرش شادروان شاهنده به نام «جهرم با نسیم مهر و عشق پدرم به این سرزمین» و زهرا حاتم با زندگینامۀ پدرش به نام «پدر، گوهر محبت: یادمان زندهیاد حاج فضلالله حاتم جهرمی» نیز نوشته است.
قصههای جهرمی و داستانهای امثال
هرچند داستانهای امثال یا داستانهایی دربارۀ شخصیتهای جهرمی در متون کهن و حتی معاصر اندک نیست، اما تدوین کاملی از آنها وجود ندارد.
در زمینۀ مکتوبکردن قصههای جهرمی تعدادی از قصههای جهرمی به همت دکتر محمد اسفندیاری در کتاب «داستانهای محلی جهرم»(1382-1392)، شمسالسادات جوانمرد در کتاب «یادگار مادربزرگ»(1391)، دکتر الهام رستاد و دکتر زینب رحمانیان درکتاب «قصههای آباوا و آبی»(1404) جمعآوری شده است.
در حوزۀ جمعآوری داستانهای ضربالمثلهای جهرمی هم، نام افرادی در مطبوعات گذشتۀ ایران چون: ابراهیم مؤمنزاده جهرمی، عنایتالله کمالیانفرد، حسین حقایق و ایرج قزلی دیده میشود.
به هرروی، این تنوع در ادبیات داستانی نشان میدهد که در هویت داستانی جهرم، طنز، نثر و روایتهای اجتماعی اهمیت ویژهای داشتهاند؛ مؤلفههایی که مهمترین ابزار ساخت داستان هم هستند.

