تاریخچه نمایش، تئاتر و سینما در جهرم
تئاتر در جهرم، همانند بسیاری از شهرهای باسابقه فرهنگی ایران، نه پدیدهای یکشبه، بلکه فرآیندی تدریجی از گذار سنت به مدرنیته است. نمایش در جهرم، همچون بسیاری از شهرهای فارس، با «تعزیه» آغاز شد. تعزیه در این منطقه فقط آیینی مذهبی نبود، بلکه اصلیترین مدرسۀ بازیگری، دکور، موسیقی و تعامل با مخاطب محسوب میشد.
با تأسیس نهادهای آموزشی مدرن، چون: مدرسه و دانشسرا در جهرم، نمایش از حریم مذهبی به فضای آموزشی کشیده شد. نمایش و تئاتر در این دوره نه یک هنر حرفهای، بلکه ابزاری برای پر کردن اوقات فراغت و بیان مفاهیم آموزشی و اخلاقی بود. بسیاری از هنرمندان تئاتر جهرم، تجربۀ اولیه بازیگری خود را در جشنهای ملی، مناسبتهای مذهبیِ مدارس و گروههای پیشاهنگی به دست آوردند. همچنین به دلیل کمبود سالنهای تخصصی، در مناسبتهای ملی، نمایشها اغلب در فضای باز شهر برگزار میشد که خاستگاه شکلگیری گروههای اولیه تئاتر شهر بود. در دهۀ چهل، سینما در جهرم افتتاح شد و علاقهمندان بسیاری را به سمت خود جلب کرد.
تعزیهخوانی در جهرم
تعزیه یکی از نمایشهای مذهبی بود که از دورۀ قاجار در ایران رونق بیشتری گرفت و در جهرم نیز اجرا میشد، هرچند به غیر از یک تصویر و چند سخن از محققان، اطلاعاتی راجع به پیشینۀ تعزیه جهرم در دست نیست.
گفته میشود این تصویر متعلق صد سال پیش و مربوط به اجرای تعزیه در مسجد امام حسین(ع) جهرم است که اگر درستی انتساب آن را بپذیریم گویای این است که این هنر در گذشته در جهرم مورد توجه بوده است، هر چند اگر نسخهای از مجالس تعزیه مربوط به گذشتۀ جهرم در دست بود، بهتر میشد در این باره اظهار نظر کرد. در این تصویر چهار نفر در اطراف معینالبکاء یا راوی تعزیه ایستادهاند و همگی لباس کامل مخالفخوانان و موافقخوانان، کلاهخود و زره و شمشیر و خنجر حمایل دارند.
به کسانی که نقش افراد محبوب و اولیا را در تعزیه بازی میکردند، موافقخوان و به دارندۀ نقش افراد شرور و اشقیا، مخالفخوان میگفتند.
عجیب آنکه دربارۀ پیشینۀ تعزیه جهرم در هیچ یک از کتابهای تألیفی دربارۀ جهرم سخنی گفته نشده است، در حالی که یک پژوهشگر تعزیه بیان کرده است که تعزیهخوانان جهرم در گذشته به اندازهای شهرت داشتهاند که نام یکی از آنان در یکی از نسخ تعزیه آمده است. اسدالله علیعسکری رنانی، از پیشکسوتان و پژوهشگران تعزیه، معتقد است در قدیم عمدتاً مخالفخوانان تعزیه استادانی بودند که موافقخوانان را تعلیم میدادند و مخالفخوانی در تعزیه بسیار دشوار بوده است. وی بیتی از تعزیه «دیر راهب» که اشاره به ابنسعدخوانی از جهرم دارد، در این باره یاد کرده است:
ابنسعد از «شهر جهرم»؛ شیخ ابوطالب که هست
مرشد صاحب فنون، استاد بر نوحهگران
این بیت که در یکی از نسخ تعزیه آمده است، اثبات میکند که جهرم نیز در گذشته صاحب تعزیه بوده و شخصی به نام شیخ ابوطالب از جهرم در نقش مخالفخوان؛ «ابن سعد» در فن تعزیهخوانی، صاحب فن و استادِ نوحهخوانان بوده است.
سختترین نقش تعزیه، بازیگران نقش دشمنان اهل بیت یا مخالفخوانان بودند. در جای جای تعزیه، مخالفخوانها، موظف به خواندن بحر طویلها بودند که حفظ کردن آنها در حالی که سوار بر اسب و در حال اُشتُلُمخوانی، بسیار سخت بود و کار هر کسی نبود. همچنین در اجرای بحرطویلها، مخالفخوانها برای تأثیر کلامشان، باید متوجه میبودند که کجا آن را قطع کرده یا کجا شروع کنند.
نکتۀ دیگر آنکه مخالفخوانان جهرمی به اندازهای شهرت داشتند که برخی در کنار نام واقعی خود پسوند «شمر»، یا «ابنسعد»خوان را داشتند. دوتن از این مخالفخوانان مشهور جهرم که نامشان به یادها مانده مرحومان محمدحسین از محلۀ کوشکک(مسین شمر) و محمدابراهیم اهل کوی دشتاب بودند که به دلیل اجرای عالی نقش شمر در تعزیهها با لقب «شمر» در جهرم معروف شدند. چنانکه مرحوم علیاکبر اطلاعات، دبیر تعلیمات نظامی دانشآموزان، معروف به «مُرشِد»؛ یعنی راوی نمایش بود و در دهۀ محرم نیز به نوحهخوانی و عزاداری در مساجد جهرم میپرداخت.
از خاطرات یکی از دانشآموزان آن دوره نیز برمیآید که تعزیه و شبیهخوانی در جهرم حداقل در دهۀ سی و چهل رایج بوده است، به طوری که معلم قرآن وی در مکتبخانه، موسوم به کلیدر، در سال 1327 خورشیدی، بازیگر تعزیه بوده است: «معلم قرآن ما، بازیگر تعزیه یعنی تئاتر سنتی ایران هم بود و به همین دلیل به «کلیدر شَبیه»[به تعزیه، در زبان عوام شبیه گفته میشد] معروف بود».
در کتاب دارپنگ، که آن نیز داستانی خاطرهگونه از جهرم دورۀ پهلوی است، از شخصی به نام میرزا محسن پسر ماندگار یاد شده که در روزهای تاسوعا و عاشورا در فاصلۀ 1325 تا 1330 نقش شمر را در تعزیههای جهرم بازی میکرده است. با توجه به این نشانهها به نظر میرسد مخالفخوانان تعزیه در جهرم در فن خود بسیار ماهر بودهاند.
همچنین گفته شده کتابی به نام «تعزیۀ فاطمه صغری» نیز به خط میرزا ملامحمدجعفر جهرمی از اهالی کوشکک در اواخر قاجاریه نگاشته شده است.
احمد جولایی، پژوهشگر تعزیۀ اهل بوشهر نیز در سخنرانی خود با نام «ارزش ادبی نسخ تعزیه ایرانی» در سال ۱۳۸۹، از وجود نسخ تعزیه در جهرم سخن گفته بود.
همچنین با توجه به نوحههای متعدد جهرمیها در گذشته به نظر میرسد علاوه بر سرودن اشعار، از اشعار شاعران گذشته به ویژه شاعران دورۀ صفوی و قاجار نیز در عزاداریهای جهرم استفاده میشده است.
نشانۀ دیگر آنکه در جهرم از گذشتههای دور تشییع پیکر شهدای کربلا به صورت سنتی و نمادین در روز سیزدهم محرم از کوی علیپهلوان با خواندن نوحه و سینهزنی به طرف مقبرهٔ خاندان آیتاللهی معروف به مقبره یا قبر آقا انجام میشد. عصر سوم پس از شهادت شهدای کربلا یا سیزدهم محرم،اهالی کوی علی پهلوان یکی از محلات شرقی جهرم(معروف به محلهٔ بالا) بنا بر سنتی دیرینه، اغلب به صورت کفنپوش با خواندن نوحه و سینهزنی، تابوتوارههایی را با خود حمل میکردند و با در دستداشتن بیل و کلنگ و بوریا(به نشانهٔ تنهٔ نخل که پیکر مطهر امام حسین(ع) با آن حمل شد) به صورت نمادین، مراسم خاکسپاری شهدای کربلا را انجام میدادند. افراد این دسته همچنین گاهی سوار بر اسب و با لباسی عربی این مراسم را همراهی میکردند. به این هیئتی که حالت نمادین و بازآفرینی این واقعه را بر عهده داشتند «طایفهٔ بنیاسد» میگفتند. این مراسم به این باور برمیگردد که معتقدند نخستین قبیلهای که بر سر شهدای کربلا حاضر شد و پیکر آنها را به خاک سپرد، قبیلهٔ بنیاسد بوده است.
آخرین اشکال تعزیه در جهرم در قبل از انقلاب به صورت خیمهسوزان در «سر سد» در منطقهای نزدیک به امامزاده اسماعیل(ع) اجرا میشد که طی آن گروهی از سوزان در ظهر یا عصر عاشورا به نشانهٔ غارت خیمههای اهل بیت پس از شهادت امام حسین(ع)، تعدادی چادر را به صورت نمادین به آتش میکشیدند.
به نظر میرسد با دلایل مختلفی؛ شاید مخالفت برخی مذهبیون با برگزاری تعزیه در جهرم یا فرمان رضاشاه پهلوی بر ممنوعیت اجرای تعزیه در کشور یا…، این هنر عامیانه برای مدتی به نسبت طولانی به فراموشی سپرده شد و به جای آن، هنر تئاتر و نمایش تا زمان پیروزی انقلاب در جهرم رونق گرفت.
پس از انقلاب، با حضور بهمن قناعتیان، مدیر وقت اداره فرهنگ و ارشاد جهرم، جرقۀ کوچکی برای اجرای تعزیه در جهرم روشن شد. وی برخی اسباب و وسایل تعزیه چون کلاهخود و سپر و لباس و… را برای اجرای نمایش تعزیه فراهم و از بازیگران پیشکسوت قدیم تئاتر جهرم چون جلال کارگر نیز برای اجرای تعزیه دعوت کرد، اما آن نیز دیری نپایید.
نمایش و تئاتر در جهرم
شادروان جلال طوفان دربارۀ تئاتر و نمایش در جهرم مینویسد: اولین تئاتر به شیوۀ جدید در جهرم، نمایشی پیشاهنگی بود که محصلین مدارس با موضوع نیکوکاری و کمک به افراد درمانده اجرا کردند. این اثر به قلم مرحوم حسام زاده پازارگاد نوشته شده بود. دانشآموزانی که بازیگران این نمایش بودند علاوه بر اینکه اولین بار بود که به صحنه میرفتند، هیچ کدام تا آن تاریخ در عمر خود تئاتری ندیده بودند، ولی به قدری روی سن از خود هنرنمایی نشان دادند که باعث اعجاب تماشاگران آشنا به فن تئاتر شدند. موفقیت این نمایش، مقدمهای برای اجرای نمایشنامههای بعدی در جهرم شد. همچنین در آن سالها از طرف وزارت فرهنگ، نمایشنامههایی چاپ شده بود و برای اجرا به کلیۀ مدارس کشور میفرستادند که توسط دانشآموزان بازی و اجرا میشد. از جمله نمایشنامهای دربارۀ «تعلیمات اکابر و مضرات بیسوادی» بود.
یکی از بازیگران این نمایشنامه دانشآموزی به نام عبدالقاسم فیروزبخت که نقش حاج آقای بیسوادی را بازی میکرد، به قدری نقش خود را خوب بازی کرد که تا آخر عمر، با آنکه بعداً به شغل آموزگاری اشتغال داشت، او را به نام حاج آقا صدا میزدند.
در سالهای بعد در روزهای جشن فرهنگی یا جشنهای ملی اکثراً نمایشنامههایی که در یک یا چند پرده تنظیم میشد توسط محصلین به اجرا در میآمد.
در سال ۱۳۱۷، دختران محصل جهرمی نیز به مناسبت ازدواج محمدرضا پهلوی با همسر اولش، فوزیه، در باغ ملی نمایشی به نام «مادر وطن» اجرا کردند.
برپایی تئاترهای مختلف مناسبتی، ساخت سالن نمایش را در جهرم ضروری ساخت. سالهای بعد از از شهریور ۱۳۲۰، سالن نمایش سندار در دبیرستان خواجه نصیر و در سال 1335 سالن نمایش دبیرستان اسلامی ساخته شد. گاهگاه دانشآموزان پسر و دختران دبیرستان شهناز و دانشسرای مقدماتی دختران، تحت نظر دبیران باذوق مثل: هوشنگ فتی، ناصر غیاثی، بهاء طوفان، منیره فیروزمند و ضحی حقدان، حتی نمایشنامههای شکسپیر یا دکتر غلامحسین ساعدی را به نحوی چشمگیر روی صحنه میآوردند که واقعاً تماشایی بود. از جمله نمایشنامۀ «ژاندارک» که توسط دانشآموزان دانشسرای مقدماتی دختران که در حضور مدیر کل فرهنگ فارس حوالی سال ۱۳۴۵ نمایش داده شد و بینهایت جلب توجه کرد.
همۀ این بازیگران؛ چه پسر و دختر، با استعداد سرشاری که داشتند اگر امکانات بعدی پیدا میکردند شاید اکثر آنان امروزه از جمله هنرمندان بزرگ کشور به شمار میرفتند.

در همان سالها با اخذ ۵تومان از هر دانشآموز، صندلیهای سالن نمایش مدرسۀ خواجه نصیر خریده شد. گریمور این تئاترها مرحوم خلیل خاکسبز از معلمان مدرسه خواجهنصیر بود. از بازیگران معروف نمایش در آن سالهای جهرم به سیامک پورافشار و جلال کارگر، میتوان اشاره کرد.
جلال کارگر یکی از بازیگران پیشکسوت تئاتر در جهرم میگوید: «جهرم از نظر تئاتر یکی از شهرهای فعال کشور بود به طوری که هر سال چند تئاتر به روی صحنه میرفت و من نیز در این راستا تلاش و در خیلی از نمایشها نقش اول را بازی میکردم؛ از جمله نمایش «از کورش تا ابدیت»، «ماجرای سقیفه پس از رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله»، نمایش «نمرود» که پس از شش ماه تمرین سخت توسط ساواک تعطیل شد و به اتفاق مرحوم حقدان، مدیر مدرسۀ خواجه نصیر، به ساواک احضار شدیم.»
در سالهای پایانی دهۀ چهل و دهۀ پنجاه در زمانی که هوشنگ فتی، ناظم و مرحوم حقدان مدیر دبیرستان خواجه نصیر بودند، چند نمایش فاخر دیگر به همت وی و مرحوم پرهیزگار در دبیرستان اسلامی به روی صحنه رفت، مثل: «اتللو»، «پهلوان اکبر میمیرد»، «ماجرای سقیفه»، «آی بیکلاه؛ آی باکلاه»(10 اسفند 1348) و «گاو» هر دو نوشتۀ غلامحسین ساعدی، «از کوروش تا ابدیت»، «گربه روی شیروانی داغ» و چند نمایشنامه دیگر که شاید همگی برای بار دوم در ایران بعد از تالار شهر تهران اجرا میشدند.
از دهه ۷۰ به بعد، با شکلگیری انجمنهای نمایشی و توجه ویژه به جشنوارههای استانی و ملی مانند جشنواره تئاتر فجر و جشنوارههای منطقهای، تئاتر جهرم وارد فاز تخصصی شد.

تاریخچۀ سینما باربد جهرم
در دهه ۱۳۴۰ در شهرهایی چون جهرم، عنوان هر فیلمی که در سینمای شهر به نمایش در میآمد، در دو اداره ثبت میشد، یکی در شهرداری شهر بود که از محل فروش بلیط فیلم، شهرداری مالیات میگرفت(روی بلیط، مهر شهرداری میخورد) و دیگری ادارۀ فرهنگ و هنر بود. برخی از شهرهای ایران سالن سینما داشتند، اما این اداره را نداشتند. نام نخستین بلیطفروش نمایندۀ شهرداری جهرم، آقای سیامی بود. تا چند سال قبل نیز دفتری در ادارۀ فرهنگ و ارشاد فعلی جهرم بود که اسامی همۀ فیلمهایی که در سینما جهرم اکران شده در آن نوشته شده بود.
نظام ثبت عنوان فیلمها و فروش بلیط سینما، در شهرستانهای ایران، مقولهای ارزشمند و جالب برای شناسایی هویت انواع فیلمهاست که در حوزۀ جامعهشناسی سینما قرار میگیرد. این نظام ثبت، توزیع و عرضۀ فیلم، در تاریخ سینما از دورۀ سینمای صامت، به سیستم نیویورکی معروف است که برای پژوهشهای اسنادی در حیطۀ مطالعات جامعهشناسی سینما، از منابع معتبر محسوب میشود و از آن جمله دفتر ثبت مشخصات فیلم و درج پروانه نمایش در شهرداریهاست.
نخستین شکل فعالیت سینما در جهرم، دورۀ فعالیت سینما سیّار مربوط به زمان اصل چهار و دورۀ معروف به «سیراکیوز» در تاریخ سینمای مستند ایران است.
محمدکریم اشراق، پژوهشگر، نیز در این باره میگوید: «به یادم میآید که در دبستان بین سال 1332 تا 1335 دوسه بار ما را ظاهراً گروهی به محوطۀ دبیرستان خواجه نصیر بردند و فیلمی از اصل چهار دربارۀ تصفیۀ آب و نوشیدن آب سالم و بعد فیلم دیگری از همان اصل چهار دربارۀ موضوع بهداشت در خانواده، به نمایش گذاشتند و این نخستین بار بود که ما بچهها با شگفتی و حالتی بسیار کنجکاوانه، فیلمی را میدیدیم. طوری تاًثیر کرده بود که همۀ بچهها مات و مبهوت شده بودند.»
منصور عدالتخواه میگوید: «در دهۀ چهل خورشیدی که دورۀ ابتدایی تحصیل میکردم، در محل کنونی خیابان خیام که به آن پارکینگ هم میگفتند، در حال تخریب و بازگشایی خیابان بودند و محوطهای ایجاد شده بود که در آن شبها از طرف ادارۀ بهداری، فیلمهای مستند آموزشی مبارزه با مالاریا را بر پردۀ سفیدی، نمایش میدادند و برای تشویق مردم پس از مستند، فیلم کارتونی «گربههای اشرافی» هم به نمایش درمیآمد که برای من بسیار جذاب بود و همه شبها به دیدن آن میرفتم. جمعیت زیادی هم میآمدند و همه منتظر پایان مستند مبارزه با مالاریا و تماشای کارتون که بسیار زیبا هم بود، بودند.»

سینما باربد جهرم در اواخر سال 1344 در محوطۀ قدیم کارخانۀ پنبۀ جهرم تأسیس شد. سرمایهگذار و بانی مالی اولیه سینما باربد، شخصی به نام آقای شهریاری بود که اهل یزد و ساکن شیراز بود، که در تعدادی از شهرهای کشور سینما احداث کرده بود. سندی که از دهۀ چهل باقیمانده نشان میدهد که در سال 1345 قائم مقامی وزارت فرهنگ در جهرم بر عهدۀ آموزش و پرورش جهرم گذاشته شد و هنرور، رئیس آموزش و پرورش جهرم نیز محمدجواد عطارزاده را که رئیس دایرۀ امور تربیتی آموزش و پرورش جهرم بود، به عنوان مسئول نظارت و کنترل بر فیلمهای سینما باربد معرفی کرد.
سینما تابستانه در جنب سینما کنونی ساخته شد که امروزه به پارکینگ سینما تبدیل شده است و فقط تابستانها باز بود و به دلیل سرما، پاییز تا مهر تعطیل بود. اشتیاق به دیدن فیلم آن روزها چنان در بین مردم جهرم وجود داشت که خیلیها که استطاعت مالی برای رفتن به سینما نداشتند، از طریق پشتبام آسیاب عطار که مشرف به سینما بود، فیلمها را تماشا میکردند و البته مورد اعتراض مدیر سینما قرار میگرفتند.
دکتر ابراهیم پارسانژاد نیز تعریف میکند که سال ۱۳۴۵ که سال اولی بود که در دبیرستان اسلامی مشغول به تحصیل بود، سینما باربد، سالن مسقف نداشت. فیلمها را در سالن تابستانه، در حیاط نمایش میدادند. تعدادی از بچههای زبل نیز از سروهای باغ ملی بالا میرفتند و فیلمها را تماشا میکردند. تعدادی از بچههایی که نمیتوانستند بالا بروند، پایین میماندند و آن شخص که بالا رفته بود برایشان فیلم را تعریف میکرد و نفری یک قران هم از ایشان میگرفت!
نخستین فیلم خارجی که در سینما باربد جهرم سالن روباز در جوار کارخانۀ پنبه بر پرده رفت، «سمیرامیس» بود. این فیلم در ژانر فیلمهای تاریخی تولید کشور ایتالیا در اوایل دهه ۱۹۶۰ میلادی مربوط به زندگی و عشق ملکه سمیرامیس، در دورۀ فرمانروایی پادشاهان آشوری بود؛ درامی پر از رنج و احساس دربارۀ ملکهای که دلباختۀ یکی از اسرای جنگی پادشاه آشور شده بود.
نخستین فیلم ایرانی نیز که در سینما باربد جهرم به نمایش درآمد، فیلم «عروس فرنگی» با کارگردانی و بازیگری نصرتالله وحدت، پوری بنایی و محسن آراسته و داستان آن دربارۀ سفر خانمی خارجی به ایران و آشنایی او با یک رانندۀ تاکسی بود.
با استقبال از فیلمهای سینما، در سال 1351، سینما باربد مسقّف شد و تعداد سانسهای آن به یک سانس در صبح و سه سانس در عصر افزایش یافت و دارای بوفه شد. قیمت بلیط 10، 15 و 20 ریال بود که بلیط 20 ریالی برای لژ خانوادگی بود.

قبلتر سینما باربد، تابستانه و فقط یک سانس داشت و آن هم شبانه بود. با ساخت سالن زمستانه، در تابستانها هم دو فیلم متفاوت در سالن مسقف و فضای باز به نمایش درمیآمد. روزهای جمعه نیز سینما باربد دوفیلمه بود؛ یعنی با یک بلیط دوتا فیلم میشد تماشا کرد. فیلمها با سرود ملی آغاز میشدند و همه دست به سینه قیام میکردند و بعد تبلیغات تجاری به نمایش درمیآمد و چون همیشه سینما شلوغ بود، برای حفظ نظم بیشتر همیشه یک پاسبان در سینما حاضر بود!
بیشترین کیفیت و استقبال از فیلمهای ایرانی بود و همگی دوبلهشده بودند، بعد فیلمهای وسترن، رمانتیک و گنگستری آمریکایی و به ندرت فیلمهای چینی، هندی، ایتالیایی و ترکی و… به نمایش درمیآمد.
در این سالهای سینما باربد فیلمهای مشهوری چون: شبنشینی باشکوه، آقای هالو، کینگکنگ و… را به نمایش گذاشت.
آخرین فیلمی که در سینما باربد قبل از انقلاب به نمایش درآمد، فیلم «دشمن» با بازی ناصر ملکمطیعی بود، اما به دنبال درگیریهای زمان انقلاب و آتشزدن اماکن دولتی، کافهها و بانکها در ۲۲ بهمن 1357، سینما باربد نیز که در آن زمان از مظاهر ترویج فساد به شمار میرفت، با کوکتوف مولوتوف به آتش کشیده شد و تمام بنا، صندلیها و تمام حلقه فیلمهای سلولوییدی آن در آتش سوخت.
سه سال بعد، مديريت اين سينما در سال 1360 به سپاه پاسداران واگذار و هنرمند شهيد عبدالرضا مصلينژاد که خبرنگار و تصویربردار بود، مأمور بازسازی آن شد. وی برای ساخت و احیای سینمای جهرم سختیهای بسیاری را تحمل کرد. پس از آن، سينما جهرم به «سپاهان» تغيير نام پيدا كرد و پس از شهادت شهید عبدالرضا مصلينژاد، به دلیل خدماتش، سینما باربد به نام وی نامگذاری شد. بعدتر سینما مصلینژاد دارای صندلیهای چوبی تاشو شد.
در سال 1395سینما مصلینژاد(باربد) جهرم، بازسازی و به سیستم صوت دالبی و دیجیتال مجهز شد. ظرفیت این سینما که با دارا بودن 850 صندلی یکی از بزرگترین سینماها در استان فارس محسوب میشد، در این بازسازی به دلیل استفاده از صندلیهای باکیفیت و رعایت فاصله مناسب صندلیها، به 600صندلی کاهش یافت. مدیریت سینمای جهرم در حال حاضر بر عهدۀ منوچهر تقیزاده است که بیش از سی سال است در این حوزه فعالیت دارد.
برخی منابع:
خاطرات و تاریخچه فرهنگ جهرم
آرشیو اسناد آموزش و پرورش جهرم

