صفحه اصلی > طب عامیانه و سنت : درمان‌های سنتی در جهرم؛ پیوند دانش بومی با باورهای عامه

درمان‌های سنتی در جهرم؛ پیوند دانش بومی با باورهای عامه

شاخ زدن

نظام طب و درمان در گذشته به نوعی آمیخته با تقدیرگرایی بود و با توجه کمبود یا فقدان خدمات طبی دولتی، مردم نیز به امور بهداشتی بی‌توجه بودند. در چنین شرایطی، باورهای عامیانه در ارائۀ خدمت درمانگران مختلف در گروه‌هایی چون: حکیمان و دلّاکان، گروه‌های مرتبط با اوراد و ادعیه‌خوانان و  زنان و پیرزنان، تأثیرگذار بود. منابع اطلاعاتی این درمانگران، اغلب برگرفته از دانش پیشینیان در قالب طب سنتی و طب عامیانۀ مرسوم بود که مورد اخیر در ارائه راه‌های شناخت بیماری و شیوه‌های درمانی، نقشی مهم بر عهده داشت. در گذشته در جهرم، اتواع درمان‌های محلی برای بیماری‌ها انجام می‌شد که برخی با دارو و دوا و برخی با درمان‌های سرپایی بودند که از جملۀ آن‌ها به: حجامت یا شیشه‌گذاشتن، پرنده‌زدن، دنده‌چسباندن، انگشت گلو کردن، ملاقه/قاشق داغ، خناق‌بریدن، مهره‌گرفتن، بادکش کردن و… می‌توان اشاره کرد. هر کدام از این درمان‌ها در محلات مختلف جهرم، افراد متبحر و مجربی داشت که بیشتر پیرمرد و پیرزنان هر محله بودند. این درمان‌ها گاهی نیز با باورهای عامیانه و خرافات آمیخته بودند.

درمان گلودرد، سینه‌پهلو، یرقان و دل درد

کسانی که سینه پهلو می کردند اگر مدتی می‌گذشت و خوب نمی‌شد، می‌گفتند گذرانده است. آن‌گاه پارچۀ کهنه را فتیله می‌کردند و سر آن را آتش می‌زدند. سپس کمی آتش را کور می‌کردند تا شعۀ آتش کم بشود و با آن گرده و پهلوی  بیمار را داغ می‌زدند تا پوست بیمار تاول می‌زد. مردم این باور بودند داغی که باعث تاول‌زدن پوست می‌شد، سبب می‌شود بیمار تَم برود(بترسد) و  عرق کند و سلامت خود را بیابد. به این کار را پرنده زدن می‌گفتند که شکلی عامیانه از عبارت «پَرِ دَنده‌ زدن» بود.

درمان دیگری که تا چندی پیش نیز برای رفع سینه‌پهلو در جهرم رایج بود، چسباندن دنده بود، به این صورت که اگر کسی بر اثر سرماخوردگی سینه‌پهلو می‌کرد و رو به گدازی(لاغری و آب‌شدن گوشت بدن) بود، دنده‌ها را به وسیلۀ تکه‌ای پارچه که مقداری بُنیزه یا صمغ درخت روی آن مالیده بودند، می‌‌چسباندند. بعدها که چسب دندۀ آماده به بازار آمد و بیماران از آن استفاده می‌کردند.

اگر شخصی اوریون می‌گرفت، که به آن گلو پُخَک یا گلو پُفَک می‌گفتند، اگر غدۀ لنفاوی کنار صورت ورم می‌کرد، قاشق یا ملاقۀ مسی را داغ می‌کردند و روی آن می‌کشیدند تا ورم آن بخوابد. همچنین ترکیب سوختۀ شاخ شکال  و روغن زیتون نیز برای درمان گلو پُخَک کارآمد و مجرب دانسته می‌شد.

در قدیم درمان دیگری هم برای رفع گلو درد در جهرم بود. هر وقت کودکی صدایش کمی می‌گرفت، ریسمانی از موی بز که به آن قادمه می‌گفتند به گردن بچه می‌بستند و مقداری هم از گردنش آویزان می‌کردند و او را نزد قصاب محل می‌بردند. قصاب به محض دیدن بچه متوجه می‌شد که از او چه می‌خواهند و کاردی برمی‌داشت و با صدای بلند می‌گفت «بُوُرم سَرِ دشمن» و مقداری از قادمۀ آویزان را می‌برید.  بچه وحشت و گریه می‌کرد. مردم بر این عقیده بودند که با این کار بچه خوب می‌شود و تا خوب شدن گلودرد بچه قادمه از گردن بچه باز نمی‌کردند و به آن «خناق بریدن»، می‌گفتند.

یکی از دیگر از درمان‌های محلی جهرم که خیلی هم مشتری داشت، «اَنگشت اَ گلو کردن» بچه‌ها بود. کودکان شیرخوار گاهی به علت عفونت و‌ ورم گلو، بلع شیر برایشان مشکل می‌شد. در این گونه مواقع درمانگر که معمولاً پیرزنی باتجربه بود چهار زانو پشت اجاق می‌نشست و بچه را در بغل می‌گرفت انگشت سبابه را در آب فرو می‌برد و با خاکستر درون اجاق درهم می‌آمیخت. سپس دهان کودک را باز می‌کرد و انگشت را در حلق طفل چند بار می‌چرخاند. فریاد گریۀ کودک که بلند می‌شد، درمانگر بچه را به مادر تحویل می‌داد و توصیه می‌کرد سریع به او شیر بدهد. برای کودکان خردسال نیز انگشت در آب و پوست‌انار آسیاب‌شده یا نارپوست می‌زدند و در گلوی کودکان می‌گرداندند تا راه گلویشان باز شود. انگشت در فلوس زدن و دوای کوفتنی نیز برای انواع سرماخوردگی و دل‌درد و و دردهای گوارشی در جهرم رایج بود.

سایر دردها، یرقان،  حجامت و  درمان جای آبله

همچنین برای درمان کسی که پیوسته دچار دل‌درد می‌شد و به آن دل‌درد کهنه می‌گفتند، مریض را به پشت می‌خواباندند و شخص ایستاده ،ته پای خود را روی ناف بیمار می‌گذاشت و به آرامی فشار می‌داد تا مریض آرام گیرد. به این کار مهره‌گرفتن می‌گفتند و افرادی خاص در آن تبحر داشتند.

جهرمی‌ها در گذشته برای درمان زردی یا یرقان معتقد بودند بیمار باید نوعی ماهی کوچک به نام ماهی موتو را قورت دهد. به باور ایشان ماهی موتو زردی را می‌گرفت و از بدن دفع می‌کرد.

برای رفع درد از بدن نیز شیوه‌ای به نام شیشه‌گذاشتن رایج بود که در آن با گذاشتن استکان بر قسمتی از بدن که درد می‌کرد، به‌ویژه سینه و پهلو، باد آن را می‌گرفتند و به اصطلاح بادکش می‌کردند. هدف از انجام آن، تسکین درد و آماده‌سازی پوست برای حجامت و تخلیه خون بود. جهرمی‌ها به خونگیری و حجامت نیز با توسیع معنایی، شیشه‌گذاشتن می‌گفتند.

برای رفع سردرد نیز روش‌های مختلفی چون: بستن بَلَک بابونه به پیشانی، بستن پارچۀ ابریشم آب‌نخورده یا پارچۀ بی‌آش (پارچه‌ای که آب نخورده) به پیشانی یا عطسه کردن فرد، به کار می‌رفت.

برای رفع گوش‌درد نیز درمان‌های مختلفی بود، برای رفع گوش درد کودکان، از  دود سیگار یا تریاک استفاده می‌شد. برای کودکانی که ناآرام بودند، اوزی به کار می‌بردند

درمان شکستن و از جا در رفتن اعضای بدن

برای شکسته‌بندی و از جا دررفتن اعضای بدن نیز بسته به اینکه کدام قسمت عضو می‌شکست یا درمی‌رفت، درمان متفاوت بود. کسانی که در جهرم شکسته‌بند بودند، به اندازه‌ای در این کار مهارت و سرعت داشتند که بیمار درد کمی حس می‌کردو سخت‌ترین و تخصصی‌ترین نوع درمان هم درمان لگن از جا دررفته یا قوزک از جا در رفته یا شکسته بود. مثلاً اگر کسی دنده‌اش در رفته بود یا بر اثر سرماخوردگی سینه‌پهلو می‌کرد یا استخوان ترقوه‌اش در می‌رفت، معتقد بودند باید کوزۀ خالی را به شدت باد کند تا دنده‌هایش سرجایش رود.

در گذشته اگر کسی لگن کسی در می‌رفت او را سوار گاو یا الاغی می‌کردند که دو سه روز تشنه بود و دو پای او را زیر شکم حیوان می‌بستند. بعد ظرفی پر از آب می‌کردن و جلوی حیوان می‌گذاشتند. چون حیوان تشنه بود با ولع آب می‌خورد و در اثر خوردن آب شکن حیوان باد می‌کرد  باعث می‌شد که لگن از جا در رفته، سر جای خودش برگردد. به محض اینکه صدای جارفتن لگن بیمار شنیده می‌شد پای مریض را از زیر شکم حیوان باز می‌کردند و او را از روی حیوان پایین می‌آوردند و بالش یا پارچۀ نرم بین دو پای او می‌گذاشتند و او را روی تشک می‌خوابانیدند.

اگر کسی قوزک پایش در می‌رفت به اندازۀ پا در زمین گودالی می‌کندند و پای بیمار را در گودال قرار می‌دادند و خاک را روی پا می‌ریختند و ملایم خاک را می‌کوبیدند تا قدری سفت و محکم شود. البته قدری باید قوزک پا از خاک بیرون بود. پس دو سه نفر این مریض را از جا بلند می‌کردند تا قوزک پا جا رود پس از جا رفتن ملایم و آرام خاک‌های اطراف پا را کنار می‌زدند تا پا آزاد شود. بعد پا را با آزارچوب، که نوعی داروی گیاهی به شکل چوب دارچین بود، آسیاب می‌کردند و با زرده تخم مرغ مخلوط روی پارچه‌ای می‌کشیدند و روی قوزک پا می‌گذاشتند و محکم می‌بستند. تا چند روز این مرهم را عوض می‌کردند و مریض حق راه رفتن و خوردن غذاهای سرد، مثل؛ ماست و ترشی نداشت، زیرا معتقد بودند پا، باد می‌گیرد و باعث درد می‌شود.

واکاوی نقش فرهنگ بومی در سلامت جسم و روان، درمان سنتی جهرم را از دل طبیعت تا شفای تن و جان نشان می‌دهد. درمانگرانی که شاید دانش‌شان چندان هم حرفه‌ای نبود، اما نقشی مهم در کاهش آلام و دردهای مردم در زمانۀ خود داشتند.

جهرم شناسی

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

بیست − 16 =